خرید بک لینک

اوضاع خیلی بده

مادربزرگم حالش خوب نیس

اوضاع قروقاطیه

از بیمارستان دوروزه اوردیمش خونه

حافظش خوبه ،اما گاهی قروقاطیه برای خودش حرف میزنه

راه ک اصلا نمیتونه بره ،همونجا توجاش خوابیده

غذامیخورد اما از دیروز غذاهم نمیخوره زیاد ،بزورباید بدیم بخوره

دوباره بابابزرگم صبح رفت پیش دکترش تو بیمارستان،دکتره گف اقا این دیگه همینطوریه فقط مراقب باشین فشارش نره بالا سکته نکنه دوباره ک اگه بکنه ایندفعه میره کمامراقب باشید زخم بستر نگیره....

هممون موندیم چ غلطی باید بکنیم

بابابزرگم بنده ی خدا خسته شد از بس گذاشتش رو کولش برد دسشویی

تازه گاهی هم توی شلوارش....

دعاکنیدتوروخدا....

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:22

صفحه بندی